|
یک شهر مطلوب باید تمام امکانات مورد نیاز شهروندان را فراهم آورد تا مشکلات گوناگون بر سر راه آنها قرار نگیرد.
در مدیریت شهری قطعا باید برنامهها بر اساس موقعیت تمام اقشار جامعه چیده شود و تنها قشر خاصی در آرامش و آسایش نباشند، چرا که هر شهروندی حق دارد تا از امکانات بهره ببرد و بتواند به راحتی در جامعه حاضر شود. شاید بسیار دیده باشید معلولانی را که در کنار خیابان در انتظار تاکسی ایستادهاند اما رانندگان به راحتی در مقابل چنین افرادی توقف نمیکنند، چرا که برای آنها موجب زحمت است و بخش زیادی از زمانشان را میگیرد. برخی از رانندگان هم زیر لب زمزمه میکنند که چرا معلولان از تاکسی تلفنی استفاده نمیکنند که بهتر است به محاسبه و هزینههای این پیشنهاد هم کمی فکر کنند. در اینجا حس انسان دوستی نمود چندانی ندارد البته هنوز هم انسانهایی هستند که به این موضوع پایبندی دارند اما تعداد شاید بسیار کم باشد. اگر تنها مقوله معلولین را در نظر نگیریم ممکن است سالمندانی را هم ببینیم که به دلیل اینکه سوار و پیاده شدن آنها از تاکسی زمان زیادی را میطلبد معمولا افراد رانندگان تاکسی بیتفاوت از کنار آنها میگذرند. کاش مشکلات معلولان فقط به تاکسی ختم میشد اما باید با نگاه دقیقتری به این مسئله نگریست چرا که گویا در مناسبسازی شهر هیچ کس به فکر معلولان جامعه نبوده و تنها شاید پلههای مخصوص به آنها آن هم برای ویلچریها طراحی شده باشد. گاهی به چشم میخورد که برخی افراد بیتفاوت در مقابل همین پلههای مختص به معلولین وسیله نقلیه خود را پارک میکنند، بدون اینکه در نظر بگیرند فردی نیاز دارد از این مکان عبور کند.
بهتر است در مقابل مکانهای مخصوص معلولین حداقل جملهای نصب شود تا شاید بر روی افراد تاثیری بگذارد و همه بدانند که تا با معلولیت فقط یک اتفاق فاصله است و چندان هم دور از واقعیت نیست که روزی فرا برسد یکی از ما در این وادی دست و پا بزند. فضای شهر طوری شده است که گویا اصلا قرار نیست معلولان وارد اجتماع شوند شاید در تمام شهر یک مکان پیدا نشود که سنگفرش مخصوصی برای نابینایان وجود داشته باشد تا بتوانند با سهولت بیشتری به تردد بپردازند. جای تاسف دارد که برخی از افراد جامعه به جای اینکه به مساعدت به این افراد بپردازند سنگاندازی میکنند و سعی دارند به هر نحوی شده خودشان به مقصد برسند حتی اگر طعنهای هم به این افراد بخورد چندان اهمیتی برای آنها ندارد. کاش همانطور که دیگر افراد جامعه از امکانات بهره میبرند این عزیزان نیز میتوانستند، همچون دیگران زندگی کنند و به انزوا کشیده نشوند. منزوی شدن یک معلول بر شکلگیری شخصیت او تاثیر بسیاری میگذارد چرا که خود را جدای از جامعه میبیند و زمانی که با این مشکلات مواجه شود ترجیح میدهد تا منزل را به عنوان امنترین مکان برای خود انتخاب کند. به راستی چه کسی در این زمینه مقصر است؟ آیا هر یک از ما وظیفه نداریم که گامی برداریم و نگذاریم تا این گونه افراد منزوی شوند و علاوه بر مشکلاتی که دارند درد افسردگی را نیز به جان بخرند. بعضی از مردم بر این باورند که تنها با نگاه ترحمآمیز وظیفه خود را ادا کردهاند و بعضی نیز که درک پایینی دارند به تمسخر معلولان میپردازند و به فرزندان خود میآموزند که از این افراد فاصله بگیرند. تمام اینها درد جامعه است که افراد بر این تصور باشند که افراد معلول از دنیایی دیگر آمدهاند و باید در دنیای دیگری نیز زندگی کنند و گویا ساختار جامعه آنها را نمیپذیرد. کاش مسئولان از تعداد همایشهای کلیشهای کاسته و به بررسی مشکلات معلولان پرداخته و ایجاد بستر مناسب برای بهتر زیستن آنها را فراهم بیاورند و نگذارند تا این قشر خود را وصلهای ناجور بدانند. باید در مکانهای تفریحی، ورزشی و... بخشی هم برای معلولان مناسبسازی شود تا آنها هم مانند دیگر افراد جامعه بتوانند از امکانات بهره برده و پیشرفت کنند. در مسابقات و رقابتها رشتههای مختلف هم ثابت شده معلولان از توانایی بالایی برخوردارند و مشکل جسمی آنها و مسئله ذهنی برخی دیگر دلیل بر آن نیست که به طور کامل منزوی شده باشند بلکه هر یک تواناییهای چشمگیری در زمینههای مختلف دارند.
|



نظرات